تبليغاتX
در محضر نور - نمونه هایی از تدبر و فهم در قرآن‏

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اكنون بد نيست نمونه‏اى از تدبر و فهميدن قرآن بيان كنيم تا براى كسانى كه مى‏خواهند به اين امر بپردازند، مفيد باشد:

 

مثلا وقتى انسان در سوره واقعه مى‏خواند:أ فرأيتم الماء الّذي تشربون( واقعه/ 68) آيا آبى را كه مى‏آشاميد، ديديد؟ مى‏تواند فكر خود را محدود به مزه آب نكند و درباره مطالب مختلفى پيرامون آن بينديشد. از جمله درباره بوجود آمدن تمام اشياء از آن بينديشد.

 

مثلا فكر كند كه آب چگونه در اشكال گوناگون دانه، گياه، حيوان و انسان يافت مى‏شود. آنگاه درباره اجزاى انسان فكر كند، اجزاى ظاهرى مانند گوشت و استخوان و... چشم و گوش و... نيروها و اخلاق عالى و اخلاق رذيله و آثار آن در دنيا و آخرت، تا نوبت به تفكر درباره مراتب عقلهاى خود رسيده و در مورد عقل مستفاد فكر كند و ببيند كه گويا عالم مستقلى در مقابل اين عالم است و گويا عالم كوچكى است و حتى آن را عالم بزرگى ببيند. آنگاه در تفكر خود به مبدأ آب باز گشته و همانگونه كه در قرآن است، بفهمد آب از آثار رحمت خداوند بوده و نيز بفهمد كه رحمت از صفات خداوند است. و بدين ترتيب آب را نعمتى از نعمتهاى خداوند بداند.

 

اين نوع از تدبر از چيزيهايى است كه علم مكاشفه با آن آغاز مى‏شود و اگر كسى كه تدبر مى‏كند، فكر خود را غرق در اين مطلب كند شايد چيزى ببيند كه اين فرمايش امام صادق عليه السّلام: «چيزى نديدم، مگر اين كه قبل و همراه و بعد از او خداوند را ديدم.» را تصديق نمايد.

 

و اگر خواننده قرآن در اين موارد نيز تدبر نمايد قرآن را بهتر خواهد فهميد:

 

الف) انديشيدن درباره حالات پيامبران كه با توجه به نزديكى آنان به خداوند و داشتن مقام بالايى نزد او چرا اين همه گرفتار بلاها و مصيبت‏ها بودند، مصيبتهايى مانند فقر، بيمارى و اذيت مردم از قبيل دروغگو خواندن، تهمت، دشنام، كتك زدن و كشتن. و فكر كند كه خدا چگونه آنان را با بلاها و محنت‏ها تربيت نمود تا جايى كه سرور پيامبران صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با اين كه حبيب خدا بود، فرمود: « ما اوذی نبی مثل ما اذیت» «هيچ پيامبرى مانند من اذيّت نشد.» و درباره هر كدام از اين مطالب بينديش تا موارد زير را از آن بفهمى.

 

1) بزرگى خداوند متعال را از آن بفهمى، از اين جهت كه امثال اين بزرگان تحت سيطره قدرت و حكمت او بودند. و او هرچه بخواهد انجام مى‏دهد و كسى نمى‏تواند از كارهاى او سؤال كند.

 

2 ) متوقع نباشى كه بايد در مقابل طاعاتى كه دارى خداوند نيز امور را طبق اراده تو درآورد.

 

3 )هنگامى كه تو را در دنيا مبتلا به فقر و خوارى يا ساير بلاها مى‏كند، از فضل او مأيوس نشوى و همیشه به کرم او امیدوار باشی

 

4) هيچ مؤمنى را بخاطر بلاهايى كه به او رسيده شماتت نكن.

 

5) هيچ مؤمنى را بخاطر ذلت و فقرى كه در دنيا دارد، تحقير نكن، شايد خداوند او را بجهت بزرگواريش مبتلا كرده است.

 

6 )پستى دنيا را نزد خدا ببين. خود نيز آن را بزرگ ندانسته و كوچك شمار. و بخاطر از دست دادن آن غصه نخور.

 

7) رو آوردن دنيا را علامت دور شدن از خدا و پشت كردن آن را علامت صالح بودن خود بدان، همانگونه كه به حضرت موسى عليه السّلام وحى شد: «اگر فقر آمد، بگو: آفرين بر نشان صالحين و هنگامى كه غنا آمد، بگو: گناهى است كه مجازات آن زود آمد».

 

ب) يكى ديگر از چيزهايى كه براى فهم قرآن مفيد است، انديشيدن درباره مجازات و حدود و تعزيراتى است كه براى گناهان وضع شده است:

مثلا بريدن دست بخاطر دزديدن ربع دينار كه يكى از احكام الهى است، ترس بزرگى براى عاقل بوجود مى‏آورد از اين جهت كه او هر روز گناهان قلبى و بدنى زيادى مرتكب مى‏شود. و اگر مجازات ربع دينار چنين باشد مجازات او با اين بار سنگين چه خواهد بود.

 

ج) انديشيدن درباره اعمال و مجازات امتهايى است كه نابود شده‏اند:

 

نيز از اين جمله است. حضرت عيسى (على نبينا و آله و عليه السلام) از عمل كسانى كه گرفتار نزول عذاب شده بودند سؤال كردند، و خود جواب دادند «آنان دنيا را باندازه بچه‏اى كه مادرش را دوست مى‏دارد، دوست داشتند. و با ترس اندكى از اهل گناه فرمانبردارى مى‏كردند. داراى آرزوهاى طولانى بوده و لهو و لعب آنان را غافل كرده بود.

 

از يكى از آنان سؤال كرد: چگونه هلاك شده و عذاب مى‏شويد؟ گفت: شب با سلامتى خوابيديم ولى صبح در «هاويه» بوديم. پرسيد: هاويه چيست؟ گفت: كوهى آتشين است كه تا روز قيامت بر ما افروخته مى‏شود.

 

پرسيد: چه گفتيد و چه جوابى شنيديد؟ گفت: گفتيم: ما را به دنيا برگردان تا در آن زهد پيشه كنيم، جواب شنيديم: دروغ مى‏گوييد.

 

فرمود: چرا دیگری غیر تو از بین آنها با من سخن نمی گوید؟ گفت: روح اللّه فرشتگانى خشن و نيرومند بر دهان آنها دهنه‏اى آتشين زده‏اند، من در ميان آنان بوده ولى از آنان نبودم، وقتى عذاب نازل شد، من را نيز در برگرفت، و اكنون با تار موئى به كناره جهنم آويزانم، نمى‏دانم در آن مى‏افتم يا از آن نجات مى‏يابم.

 

و درباره گناه «اصحاب سبت» و عذابشان كه در ابتدا تبديل به ميمون و خوك شده و سپس هلاك گرديدند، فكر كن. آنگاه به اعمال خود بينديش، آيا مطمئنى كه عمل تو مانند اعمال آنها نباشد؟

 

امثال اين تفكرات نمى‏گذاشت كه صالحين و اوليا با اطمينان بخوابند و مى‏گفتند: كسى كه از شبيخون مى‏ترسد چگونه مى‏خوابد و صورت خود را هر روز چندين بار بررسى مى‏كردند كه ببينند آيا از ستم گناهان سياه شده يا به حال خود باقى است؟

 

 

 

المراقبات/میرزا جواد ملکی تبریزی

 

 

+ نوشته شده در شنبه 10 شهریور1386ساعت 5:48 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه |