تبليغاتX
در محضر نور - مشارطه در سلوك يعني چه؟ مفهوم آن چيست؟

در كتاب چهل حديث امام خميني (ره) ايشان مشارطه را اين چنين گفته اند:

 

مشارطه آن است كه در اول روز مثلا با خود شرط كند كه امروز برخلاف فرموده ي خداوند تبارك و تعالي رفتار نكند و اين مطلب را تصميم بگيرد .

 

معلوم است كه يك روز خلاف نكردن امري ست بسيار آسان، انسان مي تواند به آساني از عهده ي آن برآيد.

 

تو عازم شو و شرط كن و تجربه نما ببين چقدر آسان است. ممكن است شيطان و جنود آن ملعون بر تو اين امر را بزرگ نمايش دهند، ولي اين تلبيسات آن ملعون است؛ او را از روي واقع و قلب لعن كن و اوهام باطله را از قلب بيرون كن و يك روز را تجربه كن، آن وقت تصديق خواهي كرد.

 

اطلاعات و تفصيلات بيشتر در مورد مشارطه را از كتاب لقاء الله ميرزا جواد ملكي تبريزي حاشيه ي سيد احمد فهري را در ادامه مي خوانيم:

 

اما ركن اول يعني مشارطه عبارت از آن است كه همان طور كه بازرگاني با شريك خود در كار شركت اش شرايطي قرار مي دهد و آنگاه سرمايه اي در اختيارش مي گذارد. سالك الي الله نيز  در راه آخرت به بازرگاني مشغول است و نعمت ها و بهجت ها و سرورهاي ابدي سود اين تجارت و شقاوت و عذاب و ظلمت هاي جاويد زيان اين سوداست و با نفس و اعضاي بدن خود كه شريكان انجام اين معامله ي خطير و پرسود و زيان مي باشند لازم است كه سرمايه ي پرارزش و گرانبهاي خود را كه عمر اوست، ‌بدون قيد و شرط در اختيار شريكان خود قرار ندهد.

 

بنابراين بر سالك است كه اول صبح كه از بستر برخواست و فريضه ي صبح و وظايف عبادي خود را انجام داد ، ساعتي به فراغت قلب نشيند و با نفس خود به مشارطه پردازد و به او بگويدكه: من سرمايه اي به جز عمر ندارم و اگر اين سرمايه از دست من برود ورشكست به تمام معنا مي شوم و هرگز اميد سودي نخوام داشت. پس امروز را كه خداي تعالي به من مهلت داد و مرگم را به تاخير انداخت و اين نعمت را به من ارزاني فرمود - كه اگر مرا از دنيا برده بود الان آرزو مي كردم كه يك روز مرا به دنيا بازگرداند تا عمل صالحي انجام دهم – اكنون تو چنين فرض كن كه از اين ددنيا رفته اي و باز برگشته اي بيا و اين روز را ضايع نكن كه نفسي كه مي كشي جوهر گرانبهايي است كه قيمتي براي آن نمي توان تعيين كرد

 

و بدان كه به روز قيامت چنانچه در روايت است شبانه روز آدمي را به ساعت هايي تقسيم نموده و براي هر ساعتي صندوقي ارائه مي دهند كه چون يكي از آن صندوق ها را باز كند ببيند كه مملو از نور است و از مشاهده انوار آن چنان بهجت و سرور به او دست دهد كه اگر آن را  در ميان دوزخيان تقسيم كنند از احساس سوزش آتششان كاهيده مي شود و آن صندوق تجسم اعمال حسنه اي است كه در آن ساعت شبانه روز به آن مشغول بوده ،

 

پس آنگاه صندوق ديگري را باز مي كنند و مي بيند كه مملو از ظلمت است و آن چنان بوي متعفن آن دماغش را آزار مي دهد و ظلمت و وحشت بر جانش مستولي مي گردد كه اگر آن را در ميان بهشتيان توزيع كنند عيش آنها را منغض خواهد كرد و آن صندوق تجسم ساعتي است كه در آن به گناه آلوده بوده است

 

و صندوق سوم را باز مي كند و ميبيند كه آن خالي ست نه چيزي كه سرور اور باشد دارد و نه چيزي كه ناخوش آيند. پس از ديدن آن صندوق آتش حسرت جانش را فرا مي گيرد حسرتي كه يكي از عذاب هاي روز قيامت شمرده شده استو شكنجه اش براي روح طاقت فرسا است. آن چنان كه با حسرت هاي دنيايي قابل مقايسه نيست.

 

قال الله تبارك و تعالي : و انذرهم يوم الحسرة اذ قضي الامر و قال تعالي يوم يجمعكم ليوم الجمع ذلك يوم التغابن

 

و پس از آنكه اين گونه به نفس خود سفارش كرد . متوجه اعضاي سبعه خود گردد يعني چشم و گوش و زبان و شكم و دامن و دست و پا.

 

به آنها سفارش كند كه از وظايف خود تخطي نكنند ، مثلا چشم از نگاه به نامحرم، يا نگاه تحقير آميز به مومنان و ديگر محرماتش خودداري كند.

 

خصوصا زبان كه تاكيد كند خود را از غيبت و دروغ و تهمت و مذمت ديگران و سخن چيني و فحش و ديگر گناهان كه فراوان است و تا بيست نوع گناه براي زبان مقرر شده است بازدارد

 

و همين طور بقيه اعضا را يكي يكي تذكر دهد و به اعضاي خود بگويدكه جهنم را هفت در است؛ لها سبعة ابواب لكل باب منها جز مقسوم . هر دري از درهاي جهنم نصيب يكي ازين اعضاي سبع است. آن گاه وظايف هر يك را از طاعت و عبادت تعيين نمايد.

 

نكته ي قابل توجه اين است كه در اين مشارطه و ادب سلوكي از اثر عميق تلقين غفلت نكند كه اين گونه تلقينات كه گفته شد. اثر سريع و اعجاب آوري خواهد داشت. البته اين تلقينات تا زماني بايد ادامه يابد كه نفس را حالت سركشي باقي است ولي هروقت ديد كه نفس مشارطه را رعايت مي كند و گوش به فرمان استديگر احتياجي به مشارطه نيست، مگر آنكه رويداد تازه اي  در زندگي او پديد آيد و احتمال تخلف نفس و اعضا را بدهد كه آن وقت بايد مجددا تجديد عهد و شرط را بنمايد و به موعظه و ارشاد نفس بپردازد كه به حكم دستور الهي « وذَكّر فان الذكري تنفع المومنين» اميد هست كه متنفع و بهره مند شود .

 

اين بود اجمالي از ركن اول سلوك يعني مشارطه.

+ نوشته شده در جمعه 21 تیر1387ساعت 12:18 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه |