تبليغاتX
در محضر نور - نهج البلاغه در شيعه خانه مولا علي غريب است!؟

 

شايد بهترين كلمات براي نشان دادن غربت نهج البلاغه ، مقدمه اي باشد كه شهيد مطهري بر كتاب سيري در نهج البلاغه نوشته اند ؛ انجا كه از مشهور بودن نام نهج البلاغه مي گويند و بيگانگي با دنياي نهج البلاغه. آن جا كه مي نويسند:

« عجيب اين است كه نهج البلاغه در ديار خويش، در ميان شيعيان علي، در حوزه هاي علميه شيعه غريب و تنهاست، همچنانكه خود علي غريب و تنهاست »

 

و يا مقدمه ي مرحوم دشتي بر نهج البلاغه كه نوشته اند:

« ... يكي از نوشته هاي جرج جرداق مسيحي را خواندم كه اعتراف كرده بود: « جاذبه هاي كلمات امام علي عليه السلام شوري در من ايجاد كرد كه 200 بار نهج البلاغه را مطالعه كردم. » چنان بر خود لرزيدم و به تعصب و غرور اعتقادي من ضربه وارد شد كه تا مدتي حالت عادي نداشتم. بر خود نفرين كردم كه چرا يك مسيحي 200 بار نهج البلاغه را مي خواند اما من  كه خود را از شيعيان امام علي مي شمارم و ادعاي محبت و ولايت او را دارم به راستي چند بار نهج البلاغه را خوانده ام؟ و با مفاهيم ارزشمند آن به چه ميزان آشنايي دارم؟ ما كه در خانواده شيعه، از پدر و مادري شيعه، و از خاندان شيعه و در كشور شيعيان قرار داريم چرا بايد با نهج البلاغه بيگانه باشيم؟ »

 

و يا هر عالم دلسوز ديگري كه مظلوميت كلام علي را ديده و تاب سكوت نياورده...

 

حتي يك نگاه سطحي در محيط خانواده و فاميل و دوستان و آشنايان تا محيط هاي علمي از قبيل مدرسه و دانشگاه مي تواند ما را به اين نتيجه ي دردناك برساند كه نهج البلاغه؛ گنجينه ي ارزشمندي از سخنان مولاي متقيان همچنان در شيعه خانه ي آن حضرت غريب است.

 

مسلما در كشور عالم پروري چون ايران اسلامي، شوق به هدايت و كمال موج مي زند و تشنگي به معارف فرياد مي كند اين مطلب را بارها به چشم ديده ايم و بر ما ثابت شده است؛ كافي ست عالمي كه به علم و معرفت شهره دارد در مجلسي عمومي سخنراني داشته باشد تا تمام سالن يا مسجد محل سخنراني و خيابانهاي اطراف آن لبريز از جمعيت شود.حال چه بر سر ما آمده كه پاي خطبه هاي علي عليه السلام كه به تصريح پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ‌باب شهر علم است، نمي نشينيم و به كلام روح بخش او گوش جان نمي سپاريم؟ اين غفلت از كجا بر ما سايه افكنده كه نامه هاي نجات بخش او را نمي خوانيم و حكمت هايش را نمي شنويم؟

كتاب خانه هاي خانگي بسياري از ما از بركت وجود نهج البلاغه بي بهره است و يا در صورت وجود اين كتاب ارزشمند گرد غفلتي كه بر آن نشسته مظلوميت اميرمومنان را بيشتر نمايان مي سازد.

در اين ميان آيا بار سنگين امانتي را بر دوش خود احساس نمي كنيم؟ وظيفه ي ما در قبال جامعه اي كه تشنه ي معارف است و در كنار چشمه ي حيات بخش نهج البلاغه غافلانه بي بهره مانده است، چيست؟

 

آيا نبايد غبار غفلت ها را از اذهان زدود و اهميت نهج البلاغه را- آن سان كه كه هست يا در توان ماست-  به قلب ها باوراند؟ چه راه هايي به اين مهم مي انجامد؟

 

در اين ميان راه حل هاي گوناگوني به ذهن مي آيد  اما بي ترديد بهترين راه براي ايجاد شوق به معارف نهج البلاغه و بهترين مبلغ براي هدايت به معاني بلند اين كتاب ارزشمند، خود نهج البلاغه است.

 

به راستي چگونه مي توان انتظار داشت كساني كه حتي يك بار متن نهج البلاغه را نخوانده اند و به كلي با نهج البلاغه بيگانه اند، به دنبال كسب و كشف معارف عميق نهفته در آن باشند؟ چگونه مي توان اميد داشت هنوز گام اول برداشته نشده گام هاي بلند ديگر با موفقيت و بدون لغزش و ريزش برداشته شود؟

 

اين نوشتار بهانه اي ست براي پيشنهاد طرح « انس با نهج البلاغه امام علي عليه السلام از ولادت تا شهادت»

 

اين طرح كه مشابه آن قبلا در مورد كتاب آسماني قرآن بارها امتحان شده و بسيار موفق بوده است، بسيار ساده مي باشد  و به طور خلاصه شامل تقسيم نهج البلاغه به قسمت هاي كوچك در حدود چند صفحه براي هر روز است و برنامه ريزي براي خواندن كامل نهج البلاغه در يك دوره زماني كه آن را از ولادت حضرت علي عليه السلام تا شهادت ايشان قرار داده ايم.

 

بديهي ست اين طرح اگر به صورت گام اول يك راه طولاني اما با ارزش و ضروري ديده شود اهميتي افزون مي يابد. گرچه انس با نهج البلاغه اميرمومنان عليه السلام و محروم نگه نداشتن چشم ها و دل ها از كلام گهربار ايشان به تنهايي نيز بسيار باارزش است.

 

اين نوشتار را با قسمتي از خطبه ي 120 نهج البلاغه ترجمه ي مرحوم محمد دشتي به پايان مي بريم:

 

« به خدا سوگند! تبليغ رسالت ها ، وفاي به پيمان ها و تفسير اوامر و هشدارهاي الهي به من آموزش داده شده، درهاي دانش و روشنايي امور انسان ها نزد ما اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله است. آگاه باشيد كه قوانين دين يكي و راه هاي آن آسان و راست است، كسي كه از آن برود به قافله و سر منزل رسد و غنيمت برد و هركس از آن راه نرود گمراه شده پشيمان گردد.»

 

وسلام علي من تبع الهدي

+ نوشته شده در دوشنبه 17 تیر1387ساعت 9:59 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه |