تبليغاتX
در محضر نور

 

 

از روایات اسلامی به خوبی استفاده می شود فضیلت تلاوت قرآن در زیاد خواندن آن نیست، بلکه در خوب خواندن و تدبر و اندیشه در آن است.

 

جالب اینکه ذیل آیه 20 سوره مزمل که دستور می دهد آنچه برای شما میسر است قرآن بخوانید « فاقروا ما تیسر منه » روایتی از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام آمده که از جدشان چنین نقل می کنند:

 

« ما تیسر منه لکم فیه خشوع القلب و صفاء السر » آن مقدار بخوانید که در آن خشوع قلب و صفای باطن و نشاط روحانی و معنوی باشد. 1

 

چرا چنین نباشد در حالیکه هدف اصلی تلاوت، تعلیم و تربیت است.

 

و روایات در این زمینه بسیار است.

 

تفسیر نمونه / ج 25 / ذیل آیه 20 سوره مزمل / ص 200

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 11 فروردین1387ساعت 9:42 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه |

 

 

برای انجام کارهای مهم اجتماعی مخصوصا ایجاد یک انقلاب وسیع و گسترده در تمام شئون زندگی قبل از هر چیز یک نیروی مصمم انسانی لازم است که با اعتقاد لازم و آگاهی کامل و تعلیمات لازم فکری و فرهنگی و پرورش های اخلاقی برای این کار ساخته شده باشد.

 

و این دقیقا کاری بود که پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله در مکه در سالهای نخستین بعثت بلکه در تمام دوران عمرش انجام داد و به همین دلیل و به خاطر وجود همین زیر بنای محکم، نهال اسلام به سرعت نمو کرد و جوانه زد و شاخ و برگ آورد.

 

انچه در آیه ی آخر سوره مزمل آمده نمونه زنده و بسیار گویایی از این برنامه ی حساب شده است: دستور به عبادت دو سوم یا حداقل یک سوم از شب آن هم توام با تلاوت و دقت در آیات قرآن مجید تاثیر عجیبی در روح مسلمانان گذارد و آنها را برای قبول « قول ثقیل » و « سبح طویل » آماده ساخت. این حرکت ها و ناشئه های شبانه که به تعبیر قرآن « اشدوطا» و « اقوم قیلا» بود، سرانجام کار خود را کرد و گروهی اندک از توده های محروم و قشرهای مستضعف و در بند چنان ساخته شدند که شایستگی برای حکومت بر بخش عظیمی از جهان را پیدا کردند.

 

و امروز هم اگر ما مسلمانان بخواهیم عظمت و قدرت دیرین را بازیابیم، راه همین راه و برنامه همین برنامه است. هرگز نباید انتظار داشته باشیم با افرادی ضعیف و ناتوان از نظر تفکر و ایمان، افرادی که پرورش های لازم فرهنگی و اخلاقی را نیافته اند، سیطره « یهود » را از قلب کشورهای اسلامی براندازیم و دست زورگویان و ابر جنایتکاران را از ممالک اسلامی کوتاه کنیم.

 

این سخنی ست دامنه دار، اما آنجا که کس است یک حرف بس است.

 

 

 

تفسیر نمونه / ج 25 / ذیل آیه 20 سوره مزمل / ص 198-199 

+ نوشته شده در یکشنبه 11 فروردین1387ساعت 9:41 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه |

 

 بسم الله الرحمن الرحیم


مؤمنان راستین و پرهیزكاران واقعی، تلاوت را با تدبر همراه نموده و بدین سان از سفره رنگین الهی بهره مند می شوند.

 

حضرت علی«ع» اشتیاق آنان را چنین توصیف می فرماید:«پرهیزكاران در شب برپا ایستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفكر و اندیشه می خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروی درد خود را می یابند و هرگاه به آیه ای می رسند كه ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن می سپارند، و گویا صدای برهم خوردن شعله های آتش، در گوششان طنین افكن است.( نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص .403)


قرآن كتاب تدبر است و اكتفا به تلاوت بدون تدبر، نمی تواند انسان را به اهداف قرآن رهنمون شود. دست یابی به گوهرهای ناب و ارزشمند اقیانوس، بدون غواصی و اندیشه ورزی ممكن نیست. اساساً قرآن كریم برای تدبر نازل شده است: «كتب انزلنه الیك مبرك لیدبروا ءایته؛(ص/29) این كتابی است پربركت كه بر تو نازل كرده ایم تا در آیات آن تدبر كنند.»


تدبر و اندیشه در آیات قرآن راه شناخت و زمینه درك مفاهیم كتاب خدا را فراهم می سازد قرآن كریم به گونه ای نازل شده است كه همگان بتوانند در آن تدبر نموده و از آن بهره مند شوند. «و لقد یسرنا القرءان للذكر فهل من مدكر؛ (قمر/ 22) ما قرآن را برای تذكر، آسان ساختیم آیا كسی هست كه متذكر شود؟!»


قرآن، كسانی را كه در آیات خدا تدبر نمی كنند مورد سرزنش قرار داده و می فرماید: «افلا یتدبرون القرءان ام علی قلوب اقفالها؛ (محمد/23) آیا آن ها در قرآن تدبر نمی كنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!»


قرآن كریم برای هدایت بشر نازل شده است و برای دست یابی به گنجینه های ارزشمند آن، باید خود را مخاطب آیات خدا قرار داد و درباره آن به تفكر و اندیشه پرداخت. امام علی(ع) می فرماید: «الا لاخیر فی قرائه لاتدبر فیها؛ آگاه باشید، در قرائتی كه تدبر و اندیشه نباشد خیری نیست.»

 

 

 

تدبر در قرآن

 

 

موانع فهم و تدبر قرآن:

 

برای طالب فهم لازم است که خود را از موانع فهم خالی سازد وگرنه حق انتفاع از قرآن نمی برد، برای موانع فهم وجوهی شمرده اند از قبیل:

 

اول: مقید شدن در ادا کردن حروف از مجارج و حفظ حدود محاسن تجوید و اکتفا کردن به این سطح است، که مانع تدبر در معانی آیه است.

 

دوم: صفت یا خلقی از اخلاق رذیله و صفات خبیثه در قاری باشد که موجب طبع و زنگ گرفتن دل از فهم معانی قرآن شود. چنانچه بعضی آیات کلام مجید برآن دلالت داردو می فرماید: «کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار» (غافر/ 35) این چنین خداوند بر هر دل تکبرکننده ی سرکش مهر می زند و آن را تاریک می نماید. و در جای دیگر می فرماید: «و ما یتذکر الا من ینیب» (غافر/13) و متذکر نمی شود (پند نمی گیرد) مگر کسی که به درگاه خدا انابه و تضرع کند.

 

سوم: اینکه معتقد به امر باطلی باشد و آن را برای خویشتن مذهبی اتخاذ نموده باشد و ماوراء اعتقاد خود را کفر یا ضلال بپندارد،این امر نیز مانع از فهم است ، زیرا در اولین مرحله ی طلب نور برای روشن شدن دل از حقیقت قرآن، آن را کفر می پندارد و به رد و یا تاویل آن می پردازد و چنین کس هرگز هدایت نمی شود مادام که این تعصب درباره ی مذهب باطل در او موجود باشد.

 

چهارم: آنکه در تفسیر آیه، تفسیر ظاهری بیابد و معتقد شود که مراد خداوند منحصر به آن است و غیر از آن معنی، تفسیر به رای و حرام است.

 

تلاش برای به پایان رسانیدن سوره های قرآن، عدم اهتمام به درك آموزه های قرآن در هنگام تلاوت و بی توجهی به ترویج فرهنگ تدبر در مراكز علمی و آموزشی از نمونه های آشكار مهجوریت تدبر در قرآن می باشد.

 

 

 

منابع:

مقاله ابعاد مهجوریت قرآن/ علی اکبر مومنی/ روزنامه كیهان 25/8/1383/ به نقل از سایت شهید آوینی

کتاب المراقبات/ میرزا جواد ملکی تبریزی

 

ادامه دارد

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 9 شهریور1386ساعت 9:10 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه |

 

بسم الله الرحمن الرحیم



تدبّر، راه استفاده از قرآن


از مهم‏ترين راه‏هايى كه با طىّ آن هركس مى‏تواند بنابر ظرفيت وجودى، توان و همّت خود از معارف، آموزه‏ها، لطائف و حقائق قرآن استفاده كند، و معصومان‏عليهم السلام بر آن تكيه‏فراوان دارند، تدبّر در آيات قرآن است؛ به ويژه آياتى كه بيان كننده معارف مبدأ و معاد، عقائد، اخلاق، جامعه‏شناسى، جهان‏شناسى و انسان‏شناسى مى‏باشند و در بردارنده كليدى از كليدهاى گره گشاى مشكلات انسان در مسير به سوى خداوند متعال مى‏باشند.

معناى تدبّر


تدبّر از ريشه «دَبْر» به معناى پشت سر و عاقبت چيزى است. بنابراين، تدبّر به معناى انديشيدن در عاقبت كارها، عواقب امور و نتايج عملكردها است و نتيجه‏اش كشف حقائق و مسائلى است كه بدون آن انديشيدن، به دست آوردنش ميسّر نمى‏باشد. به عبارت ديگر، «تدبّر» به معناى انديشه عميق و پياپى و مستمر در وراى ظاهر گفتارها، نوشته‏ها و اعمال انسان، براى روشن شدن چهره واقعى و ظاهر شدن باطن امور مى‏باشد (مفردات راغب، واژه دبر؛ الميزان، ج 5، ص 26 (20 جلدى عربى)؛ تفسير نمونه، ج، 4، ص 27.)

 

تدبّر، يك معناى خاص‏تر از «تفكّر» دارد؛ چرا كه تدبّر، ژرف انديشى و دقّت‏نظر در نتايج، سرانجام‏ها، عواقب رفتارها، پديده‏ها، شيوه‏هاى زندگى و به طور كلّى نظر عميق انداختن به سرنوشت آينده انسان و جهانِ مربوط به اوست. و اما تفكّر، معناى وسيعترى دارد؛ چرا كه در تفكّر، علاوه بر انديشيدن در عواقب و آثار و معلول‏ها، شامل انديشه در علل و اسباب و روابط پديده‏ها نيز مى‏شود. و به طور خلاصه، تدبّر، دقّت پياپى در عواقب و نتايج امور است و اما تفكّر، انديشه در علل و دلائل مى‏باشد. (حجةالتفاسير، ج 2، ص 58؛ تفسير خسروى، ج 2، ص 250؛ تفسير عاملى، ج 3، ص 45؛ تفسير نمونه، ج 4، ص 27.)

معناى تدبّر در آيات قرآن‏


و اما تدبّر در آيات قرآن كه هم از ناحيه خود قرآن به آن سفارش شده است‏( نساء / 82؛ محمّد / 24.) و هم از طرف معصومان‏عليهم السلام بر آن تأكيد بسيار شده است، عبارت است از كاوش و دقّت نظر در كشف مفاهيم و روابط ناپيداى موجود در هريك از آيات و ارتباط آيات با يكديگر و ارتباط آيه‏اى از يك سوره با آيه و آيات ديگر در سوره‏هاى ديگر.

 

تدبّر در قرآن؛ يعنى تلاوت آيات قرآن و عبور از الفاظ آن و رسيدن به عمق معنا، پيام‏ها، درس‏ها، انذارها، تبشيرها و رهنمودهاى آن؛ به طورى كه على‏عليه السلام مى‏فرمايد:
«تَدَبَّرُوا آياتِ القُرآنِ وَاعْتَبِرُوا بِهِ فَإنَّهُ أَبْلَغُ الْعِبَرِ (غرر الحكم.) در آيات قرآن تدبّر كنيد و به وسيله آن عبرت گيريد. چرا كه تدبّر در آن رساترين عبرت‏هاست.»

 

در اين روايت علوى، «تدبّر» با «اعتبار» قرين شده است و اين، نشان مى‏دهد كه تدبّر يك نوع تأمّل، دقّت نظر و انديشه در وسيله (كه همان آيات است) براى رسيدن به يك هدف بلند است. از اين رو حضرت، كلام خود را به «ابلغ العبر» تعليل كرد تا بفهماند قرآن بهترين محلّ عبور است؛ عبور قارى قرآن از الفاظ و عبارت و رسيدن به عمق معانى و شناختِ موجباتِ سعادت و هدايت.

 

بنابراين، حقيقتِ تدبّر در آيات قرآن همان تلاوت راستين آن است كه از قرائت آيات شروع و با تأمّل و تعمّق در معنا و پيام‏ها و خواسته‏ها، ادامه مى‏يابد و با تعهّد و التزام و عمل به مضامين آنها، ختم مى‏گردد.

همان طور كه امام باقرعليه السلام در مورد رعايت كنندگان حقّ تلاوت و به عبارتى تلاوت كنندگان حقيقى كه مراحل سه گانه قرائت، تأمّل و عمل را شامل مى‏شود و در آيه «الذين آتينا هم الكتاب يتلونه حقّ تلاوته اولئك يؤمنون به» (بقره / 121.) ذكر شده است، مى‏فرمايد:

 

 (تلاوت كنندگان واقعى) كسانى هستند كه قرآن را تلاوت مى‏كنند و در آن تفقّه و تأمّل عميق مى‏كنند و به احكام آن عمل مى‏كنند، به وعده‏هاى آن اميدوارند و از وعيد آن مى‏ترسند و به وسيله قصّه‏هاى آن عبرت مى‏گيرند و از اوامر آن، فرمان مى‏برند و از نواهى آن نهى مى‏پذيرند. به خدا قسم! حقّ تلاوت، (تنها) حفظ كردن آيات و حروف آن و قرائت سوره‏ها و بخش‏هاى ده گانه و پنج گانه آن نيست تا حروف قرآن را حفظ كرده باشند و حدود آن را ضايع؛ بلكه حقّ تلاوت، همان تدبّر در آيات و عمل به احكام آن است. خداوند تعالى مى‏فرمايد: «ما كتابى مبارك به سوى تو نازل كرديم تا در آيات آن تدبّر شود.»

 

 

 

 

 

منبع:

مقاله ی تدبر در قرآن از دیدگاه اهل بیت

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 8:55 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه |