حضرت علي عليه السلام پيرامون جايگاه خاص و ويژه ي عترت و اهل بيت حضرت محمد صلي اله عليه و آله مي فرمايند:
لاَ يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ ص مِنْ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لاَ يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ اَلدِّينِ وَ عِمَادُ اَلْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِيءُ اَلْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ اَلتَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ اَلْوِلاَيَةِ وَ فِيهِمُ اَلْوَصِيَّةُ وَ اَلْوِرَاثَةُ اَلْآنَ إِذْ رَجَعَ اَلْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ
هيچيك از اين امت با آل محمد صلى عليه و آله طرف مقايسه نبوده و كسانيكه هميشه از نعمت و بخشش (معارف و علوم) ايشان بهره مندند با آنان برابر نيستند
آل محمد عليهم السلام اساس و پايه دين و ستون ايمان و يقين هستند و آل محمد عليهم السلام كسانى هستند كه دور افتادگان از راه حق به آنان رجوع كرده و واماندگان به ايشان ملحق ميشوند، و خصائص امامت (علوم و معارف حقه و آيات و معجزات) در آنان جمع و حق ايشان است و بس، و درباره آنان وصيت (رسول اكرم) و ارث بردن (از آن وجود محترم) ثابت است در اين هنگام حق بسوى اهلش بر گشته، بجايى كه از آن خارج شده بود منتقل گرديد .
خطبه 2 نهج البلاغه / ترجمه فيض الاسلام
حضرت علي عليه السلام در مورد معرفي اهل بيت عليهم السلام فرموده اند:
(و منها يعني آل النبي عليه الصلاة و السلام) هُمْ مَوْضِعُ سِرِّهِ وَ لَجَأُ أَمْرِهِ وَ عَيْبَةُ عِلْمِهِ وَ مَوْئِلُ حُكْمِهِ وَ كُهُوفُ كُتُبِهِ وَ جِبَالُ دِينِهِ بِهِمْ أَقَامَ اِنْحِنَاءَ ظَهْرِهِ وَ أَذْهَبَ اِرْتِعَادَ فَرَائِصِهِ وَ مِنْهَا يَعْنِي قَوْماً آخَرِينَ زَرَعُوا اَلْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ اَلْغُرُورَ وَ حَصَدُوا اَلثُّبُورَ
آل پيغمبر اكرم نگهدارنده راز نهان و پناه فرمان آن حضرت ميباشند و خزينه دانش آن وجود محترم هستند (آنچه را كه او ميدانسته اينان نيز ميدانند) و مرجع حكمتهاى آن جناب (تا مردم به آنان رجوع كرده آنچه را نميدانند بپرسند) و حافظ كتابهايش (قرآن و سنتش) ميباشند، و مانند كوههايى هستند براى دينش
حضرت رسول اكرم بكمك آنان پشتش را راست كرد (بر اثر ترويج ايشان خود را كه در اول ضعيف و ناتوان بود قوى و توانا گردانيد تا معارف آن سرتاسر جهان را فرا گرفت) و لرزش بدنش را زائل نمود (بسبب خدمات ائمه اطهار عليهم السلام اضطراب و نگرانى كه از دشمنان دين اسلام داشت از خود دور كرد).
(خوارج يا منافقين يا اصحاب معاويه و غير ايشان تخم) نافرمانى را (در كشتگاه دلهاشان) كشته، بغفلت و فريب آنرا آب داده، هلاكت را درو كردند
خطبه 2 نهج البلاغه / ترجمه فيض الاسلام
حضرت علي عليه السلام پيرامون ويژگي هاي عصر جاهليت مي فرمايند:
وَ اَلنَّاسُ فِي فِتَنٍ اِنْجَذَمَ فِيهَا حَبْلُ اَلدِّينِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِي اَلْيَقِينِ وَ اِخْتَلَفَ اَلنَّجْرُ وَ تَشَتَّتَ اَلْأَمْرُ وَ ضَاقَ اَلْمَخْرَجُ وَ عَمِيَ اَلْمَصْدَرُ فَالْهُدَى خَامِلٌ وَ اَلْعَمَى شَامِلٌ عُصِيَ اَلرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ اَلشَّيْطَانُ وَ خُذِلَ اَلْإِيمَانُ فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَكَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُكُهُ أَطَاعُوا اَلشَّيْطَانَ فَسَلَكُوا مَسَالِكَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ بِهِمْ سَارَتْ أَعْلاَمُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِي فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَا وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلاَفِهَا وَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِكِهَا فَهُمْ فِيهَا تَائِهُونَ حَائِرُونَ جَاهِلُونَ مَفْتُونُونَ فِي خَيْرِ دَارٍ وَ شَرِّ جِيرَانٍ نَوْمُهُمْ سُهُودٌ وَ كُحْلُهُمْ دُمُوعٌ بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُكْرَمٌ
خدا پيامبر اسلام را زماني فرستاد كه مردم در فتنه ها گرفتار شده ، رشته هاي دين پاره شده بود و ستون هاي ايمان و يقين ناپايدار بود
در اصول دين اختلاف داشته و امور مردم پراكنده بود؛ راه رهايي دشوار و پناهگاهي وجود نداشت، چراغ هدايت بي نور و كوردلي همگان را فرا گرفته بود.
خداي رحمان معصيت مي شد و شيطان ياري مي گرديد.
ايمان بدون ياور مانده و ستون هاي آن ويران گرديده و نشانه هاي آن انكار شده، راههاي آن ويران و جاده هاي آن كهنه و فراموش گرديده بود .
مردم جاهلي شيطان را اطاعت مي كردند و به راه هاي او مي رفتند و و در آبشخور شيطان سيراب مي شدند.
با دست مردم جاهليت، نشانه هاي شيطان آشكار و پرچم او برافراشته گرديد. فتنه ها مردم را لگد مال كرده و با سم هاي محكم خود نابودشان كرده و پابرجا ايستاده بود.
اما مردم حيران و سرگردان، بي خبر و فريب خورده، در كنار بهترين خانه (كعبه) و بدترين همسايگان (بت پرستان) زندگي مي كردند. خواب آنها بيداري و سرمه چشم آنها اشك بود. در سرزميني كه دانشمند آن لب فروبسته و جاهل گرامي بود.
خطبه 2 نهج البلاغه / نسخه مرحوم دشتي
حضرت علي عليه السلام درباره ي پيامبر اسلام حضرت محمد صلي الله عليه و آله وسلم مي فرمايند:
وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالدِّينِ اَلْمَشْهُورِ وَ اَلْعَلَمِ اَلْمَأْثُورِ وَ اَلْكِتَابِ اَلْمَسْطُورِ وَ اَلنُّورِ اَلسَّاطِعِ وَ اَلضِّيَاءِ اَللاَّمِعِ وَ اَلْأَمْرِ اَلصَّادِعِ إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ وَ اِحْتِجَاجاً بِالْبَيِّنَاتِ وَ تَحْذِيراً بِالْآيَاتِ وَ تَخْوِيفاً بِالْمَثُلاَتِ
و گواهى ميدهم كه محمد صلى الله عليه و اله بنده خدا و فرستاده او است، فرستاد او را با دينى كه شهرت عالمگير دارد و با نشانه (و معجزاتى كه از آن حضرت) رسيده و با كتابى كه آورده (و در دسترس مردم است) و با نور درخشنده و روشنى تابنده (برهان عقل و نقل) و با فرمانى كه حق و باطل را از هم جدا ميسازد، تا شبهات باطله (كفر و شرك) را بر طرف نموده با مردم از روى برهان سخن گويد و معجزات خود را ظاهر گرداند و آنانرا به آيات قرآن تنبيه نموده از عذابهايى كه بر امتهاى پيش وارد شد بترساند.
خطبه 2 نهج البلاغه / ترجمه فيض الاسلام
حضرت علي عليه السلام پيرامون شهادت به يگانگي خداوند و توحيد مي فرمايند:
وَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ شَهَادَةً مُمْتَحَناً إِخْلاَصُهَا مُعْتَقَداً مُصَاصُهَا نَتَمَسَّكُ بِهَا أَبَداً مَا أَبْقَانَا وَ نَدَّخِرُهَا لِأَهَاوِيلِ مَا يَلْقَانَا فَإِنَّهَا عَزِيمَةُ اَلْإِيمَانِ وَ فَاتِحَةُ اَلْإِحْسَانِ وَ مَرْضَاةُ اَلرَّحْمَنِ وَ مَدْحَرَةُ اَلشَّيْطَانِ
و گواهى ميدهم بر اينكه نيست خدايى بجز او كه مستجمع جميع صفات كماليه و تنها كسى است كه براى او شريكى نيست، گواهى كه از روى اخلاص و راستى ميباشد(نه آنكه بزبان گفته در دل باور نداشته باشم)
و خود را از معاصى نگاه ميداريم به آن (كلمه شهادت) ماداميكه زنده ايم
و ذخيره ميكنيم ايمان به آنرا براى ترسها و سختيهائى كه در قيامت بما ميرسد،
زيرا كلمه شهادت لازمه ايمان و گشاينده احسان الهى و باعث خوشنودى خدا و دور كردن شيطان است
خطبه 2 نهج البلاغه / ترجمه فيض الاسلام
حضرت علي عليه السلام پيرامون حمد و ستايش خداوند مي فرمايند:
أَحْمَدُهُ اِسْتِتْمَاماً لِنِعْمَتِهِ وَ اِسْتِسْلاَماً لِعِزَّتِهِ وَ اِسْتِعْصَاماً مِنْ مَعْصِيَتِهِ وَ أَسْتَعِينُهُ فَاقَةً إِلَى كِفَايَتِهِ إِنَّهُ لاَ يَضِلُّ مَنْ هَدَاهُ وَ لاَ يَئِلُ مَنْ عَادَاهُ وَ لاَ يَفْتَقِرُ مَنْ كَفَاهُ فَإِنَّهُ أَرْجَحُ مَا وُزِنَ وَ أَفْضَلُ مَا خُزِنَ
خداوند متعال را سپاسگزارم براى تمام گردانيدن نعمتش و فرمانبردارى در مقابل بزرگوارى و عزتش و نگاهداشتن از معصيتش
و از او كمك ميطلبم براى احتياجى كه به بى نياز گردانيدنش دارم، زيرا كسى را كه او هدايت نمايد گمراه نميشود، و كسى را كه دشمنى كرده فرمانش را انجام ندهد راه نجات نيست، و كسى را كه بى نياز گرداند محتاج نخواهد شد، زيرا بى نياز گردانيدن او (اگر بميزان عقل سنجيده شود) زيادتر است از هر چيزيكه با آن برابر و هموزن شود، و بهتر است از هر چيزيكه (جواهريكه در گنجينها) پوشيده گردد
خطبه 2 نهج البلاغه / ترجمه فيض الاسلام